121 .

خرید بک لینک
پست قبل رو که نوشتم یادتونه دیگه قراربود ناهار ته چین درس کنممنم تکرار سریالایی ک شب قبل ندیده بودمو نگاه کردمو و مایه ته چینو اماده کردمبعدم دیدم ساعت سه و نیمه گفتم زوده تا همسربیاد رفتم حموم دوش بگیرمکه این دوش تا یک ربع به پنج طول کشید موهامو خشک کردم زنگیدم همسر جانمن: آقا کجایی حرکت کردی پلو رو درس کنمآقا:من تو کوچم خانم جآنمن: ای وای خاک وچوکم ناهار نداریم کهبدیو بدیو آب برنج گذاشتم 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 15:17

فردا همسر صبح زود میره تهران جلسه دارن و آخرشب برمیگردهبلی همسر حدود یکماهو نیمه اداری شده و ماموریت نمیرهو من باز هم اینو از حضرت فاطمه و حدیث کسا دارمکسی از فامیلو نگفتیم فقط خانواده هامون درجریاننآخه شرایط کاریه دیگه باز یهو دیدی ورق برگشت و همون قسمت قبلی رفتاونجوری دیگه حوصله حرف و پرسش مردمو نداشتم ک هی بپرسنآقات کجاست،ماموریته،کدوم شهره،تاکی خونه مامانتی و هزارجور سوال دیگهحالا انشال 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: پنجشنبه 20 مهر 1396 ساعت: 15:17

سلام سلام سلامما دوشنبه شب بعد مراسم مادرشوهر اینا برگشتیم خونمونتو این چهار روز فکر کنم شونصد و شصت بار یا بیشتر حرف نینی زدنمنم فقط گوش میدم لبخند میزنم گاهی هم ان شالله و هرچی خدا بخواد میگمزندایی همسر ک دوقلوی دختر داره میگه نذرکردم شمام دوقلو بیارین :)))منم گفتم پس قربون دستت زندایی جان بگو دوقلوی همجنس نباشه دوس ندارمهمچین علوس کم نیاری هستم بنده والاخب بگذریم همسرجان جانانم گلودرد شد 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: پنجشنبه 13 مهر 1396 ساعت: 20:14

سکه های تزیین شده عید غدیرمون کیک تولد خودم پز کادوی تولدم دوتا النگوهای باریکم دست همسرجان درد نکنه دسته گل تولدم دوختـ ه شده به: اولین هآمون, اولین عید تولدم خونه خودمون عـآشقانه ای از شنل قـرمـزی |پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۶| 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 285 تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 5:18

الان ساعت 00:07 ست همسر دیگه چشاش قرمزه قرمز شده بود گفتم تو بخوابولی گفتم تو هال بخوابه تهنا نباشم میخواستم ظرفارو بشورمکه با هربار نگاه کردنش از اشپزخونه دلگرمی میگیرم و کارامو زودتر انجام میدمظرفارو شستم و منتظرم کار لباسشویی تموم شه و لباسارو پهن کنمزباله هارو هم جمع و جور کردم که چندروز نیستیم خونه بو نگیرهیادم باشه از فریزر نان مادرشوهر پز دربیارم واسه صبحونمونبعد مدتها صبح جمعه خونه خ 121 ....

ما را در سایت 121 . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 253 تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 5:18

صفحه بندی